حرف های من عاشق
من نه عاشق بودم که به صد عشق و هوس می ارزید آرزویم این بود دور اما چه قشنگ و چرا بوی تعفن دارد که چه عیبی دارد من چه خوش بین بودم و خدا می داند سادگی از ته دلبستگیم پیدا بود هم عاشقتم... چه دوستم داشته باشی گفتم: خدایا از همه دلگیرم گفت: حتی از من؟ گفتم: خدایا دلم را ربودند گفت: پیش از من؟ گفتم: خدایا چقدر دوری گفت: تو یا من؟ گفتم: خدایا تنها ترینم گفت: پس من؟ گفتم: خدایا کمک خواستم گفت: از غیر من؟ گفتم: خدایا دوستت دارم گفت: بیش از من؟ . . . با هیچکس بر سر باورش نجنگ "کوروش بزرگ"
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم بودم و یک حس غریب
من خودم بودم دستی که صداقت می کاشت
گر چه در حسرت گندم پوسید
من خودم بودم هر پنجره ای
که به سرسبزترین نقطه بودن وا بود
و خدا می داند بی کسی از ته دلبستگیم پیدا بود
من نه عاشق بودم
و نه دلداده به گیسوی بلند
و نه آلوده به افکار پلید
من به دنبال نگاهی بودم
که مرا از پس دیوانگیم می فهمید
که روم تا در دروازه نور
تا شوم چیره به شفافی صبح
به خودم می گفتم
تا دم پنجره ها راهی نیست
من نمی دانستم
که چه جرمی دارد
دستهایی که تهیست
گل پیری که به گلخانه نرست
روزگاریست غریب
تازگی می گویند
که سگی چاق رود لای برنج
همه اش رویا بود
برچسبها: پست ثابت

هم ازت متنفرم...
میانگین که بگیری برام مهم نیستی !!

و چه ازمن متنفر باشی
در هر صورت بهم لطف میکنی چون :
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
اگه دوستم داشته باشی تو قلبت هستم ...
و اگه ازم متنفر باشی تو ذهنتم ...

گفتم: خدایا اینقدر نگو من گفت: من توام تو من
چرا که خدای هرکس همان است که درونش به او می گوید
| Design By : Pars Skin |

